راضیه مکوندی
کم توجهی به جامعه شناسی خانه داری بانوان
تهران رسانه | در ایران کمتر به جامعهشناسی خانهداری بانوان توجه شده است، درحالیکه امروزه، یکی از مهمترین چالشهای زنان خانهدار، «احساس دیدهنشدن» است.
به گزارش تهران رسانه ؛ راضیه مکوندی - پژوهشگر حوزه زنان و خانواده نوشت؛ مسئله زنان خانهدار در ایران فقط مسئله حمایت نیست؛ مسئله منزلت، هویت و جایگاهی است که جامعه برای این نقش بنیادین قائل میشود. در همین نقطه است که مهمترین پرسش سیاستی مطرح میشود: آیا حمایت از زنان خانهدار را میتوان صرفاً در قالب سیاستهای رفاهی تعریف کرد؟
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، با وجود همه نقاط قوتش، همچنان بیشترین تمرکز خود را بر ابزارهای اقتصادی و نهادی معطوف کرده است؛ از اعتبار بیمهای مراقبت و حسابهای اقماری گرفته تا توسعه خدمات مراقبتی و اصلاح نظام آماری. این پیشنهادها ضروریاند، اما کافی نیستند. زیرا مسئله زنان خانهدار، افزونبر اینکه یک مسئله رفاهی است، یک مسئله اجتماعی و فرهنگی نیز بهشمار میآید.
در واقع، سیاستگذاری درباره زنان خانهدار با یک تناقض (پارادکس) مواجه است. از یک سو، ارزش اقتصادی کار خانگی بهتدریج در حال دیدهشدن است؛ اما از سوی دیگر، ارزش اجتماعی این نقش در ذهن بخشهایی از جامعه رو به افول گذاشته است. به بیان دیگر، ممکن است کارِ خانگی به رسمیت شناخته شود، اما همچنان در فرهنگ عمومی، بهمنزله کاری کماهمیت یا فاقد منزلت تلقی شود. اگر چنین شکافی میان «شناسایی اقتصادی» و «بازشناسی اجتماعی» باقی بماند، طبیعی است که سیاستهای حمایتی نیز به همه اهداف خود دست پیدا نکنند.
این مسئله از زاویهای دیگر نیز قابل توضیح است. سیاستهای رفاهی معمولاً به دنبال جبران یک محرومیت هستند؛ اما سیاستهای منزلتبخش، به دنبال تغییر یک روایت اجتماعیاند. این دو، مکمل یکدیگرند، نه جایگزین هم. بیمه میتواند بخشی از دغدغه آینده زنان خانهدار را کاهش دهد، اما نمیتواند بهتنهایی نگاه جامعه به خانهداری را تغییر دهد. همانگونه که ثبت ارزش اقتصادی کار خانگی در حسابهای اقماری، هرچند اقدامی ضروری است، اما به خودی خود این تصور را اصلاح نمیکند که موفقیت زنان فقط از مسیر اشتغال رسمی تعریف میشود.
شاید بتوان گفت گزارش، بیشتر «اقتصاد خانهداری» را مورد توجه قرارداده است و کمتر به «جامعهشناسی خانهداری» توجه کرده است. درحالیکه امروز، یکی از مهمترین چالشهای زنان خانهدار، «احساس دیدهنشدن» است. بسیاری از آنان نه صرفاً از کمبود حمایت مالی، بلکه از این گلایه دارند که نقششان در خانواده و جامعه، کمتر از آنچه هست، ارزشگذاری میشود. این احساس، پیامدی صرفاً روانشناختی ندارد؛ بلکه به تدریج بر انتخابهای فردی و اجتماعی نیز اثر میگذارد.
برای مثال، اگر دختران جوان در فضای رسانهای، آموزشی و حتی گفتوگوهای روزمره، همواره این پیام را دریافت کنند که خانهداری نشانه توقف پیشرفت یا فقدان موفقیت اجتماعی است، طبیعی است که این نقش را با تردید بیشتری انتخاب کنند. در چنین شرایطی، حتی اگر دولت بهترین بستههای حمایتی را نیز طراحی کند، بخشی از مسئله همچنان پابرجا خواهد ماند؛ زیرا سیاست اقتصادی، در حال حل مسئلهای است که ریشههای فرهنگی نیز دارد.
از همین منظر، پیشنهادهایی مانند «توسعه خدمات مراقبت از کودک و سالمند» یا «گسترش مرخصی پدری»، زمانی به اهداف اصلی خود نزدیک میشوند که در بستری از تغییر نگرش اجتماعی اجرا شوند. مرخصی پدری صرفا یک امتیاز اداری نیست؛ بلکه پیامی فرهنگی درباره مسئولیت مشترک زن و مرد در مراقبت از خانواده است. همچنین، خدمات مراقبتی نباید به گونهای طراحی شوند که گویی قرار است جایگزین نقش خانواده شوند؛ بلکه باید بهمثابه ابزاری برای حمایت از خانواده و کاهش فشارهای مراقبتی عمل کنند. تفاوت این دو نگاه، تفاوتی ظریف اما تعیینکننده در طراحی سیاست عمومی است.
- دوشنبه 1405/06/30 16:19
- گروه خبری : جامعه
- کد خبر : 9387
- چاپ
- منبع : تهران رسانه
