عبدالکریم پورکیان
مسئولیت میدان مسابقه برای دیده شدن نیست
تهران رسانه | چرا مسئولیت؛ بهارش بحران، حادثه و گرفتاری ست؟
به گزارش تهران رسانه ؛ عبدالکریم پورکیان احمدآبادی نوشت؛ مسئولیت اجتماعی امانتی است سنگین؛ امانتی که انسان آن را میپذیرد، بیآنکه ضمانتی برای همراهی زمانه یا پذیرش مردمان داشته باشد. این امانت، بیش از آنکه با نتیجه سنجیده شود، با وفاداری به تکلیف معنا مییابد. قصههای قرآن، بارها این حقیقت را یادآور شدهاند: مأموریت الهی، همواره با استقبال آغاز نمیشود و گاه سالها دعوت، هشدار و دلسوزی، جز انکار و بیاعتنایی پاسخی نمییابد.
در میان این قصهها، روایت آن پیامآور تنها، آینهای شفاف از وضعیت مسئولان اجتماعی است؛ کسی که با تمام وجود سخن گفت، هشدار داد و خیر خواست، اما وقتی نشانهای از تغییر ندید، دلش به تنگ آمد. نه از سر دنیاطلبی، نه از سر سرکشی، بلکه از شدت رنجِ بیپاسخی. او میدان را ترک گفت، پیش از آنکه اجازه ترک به او داده شود. این شتاب، او را به دل تاریکی کشاند؛ جایی که نه جمعی بود، نه قدرتی، نه صدایی جز صدای وجدان. قصه قرآن نشان میدهد که گاه، بزرگترین آزمون مسئول، نه ایستادن در برابر مخالفتها، بلکه تابآوردنِ ادامه راه است.
در اینجاست که معنای صبر روشن میشود؛ صبر نه بهمثابه سکون، بلکه ایستادگی آگاهانه. صبری که میپذیرد تغییر، الزاماً همزمان با تلاش پدیدار نمیشود. شکیبایی مسئول، یعنی ماندن در میدان، حتی وقتی نشانهها اندکاند و دل خسته است؛ یعنی نگریختن از مردم، فقط به این دلیل که مردم هنوز آماده شنیدن نیستند. قرآن با آن قصه، هشدار میدهد که ترک شتابزده مسئولیت اگر از سر دلسوزی باشد،میتواند انسان را به تنگنایی برساند که بازگشت از آن، جز با بازشناسی تکلیف و فروتنی ممکن نیست.
توکل در چنین مسیری، بریدن از عقل و تدبیر نیست، بلکه سپردن دل به خدا پس از بهکارگیری نهایت توان انسانی است. آن پیامآور، در دل تاریکی، به این حقیقت بازگشت که مأمور به نتیجه نبوده، بلکه مأمور به وفاداری بوده است. مسئولِ متوکل نیز چنین است: نه شکست ظاهری او را از راه میبرد و نه موفقیت ظاهری، او را به غرور میکشاند. او میداند که مالک سرانجام نیست؛ همانگونه که پیامبران نیز صاحبان هدایت مردم نبودند، بلکه امانتداران پیام بودند.
اخلاص، جانِ این توکل است. وقتی عمل اجتماعی از طلب دیدهشدن، از خشم پنهان و از گلهمندیِ بیثمر تهی شود، حتی در سکوت و تنهایی نیز ارزش خود را حفظ میکند. آنجا که انسان در دل تاریکی، جز خدا مخاطبی ندارد، اخلاص از شعار به حقیقت بدل میشود. مسئولِ مخلص، اسیر تشویقها نمیشود و از سرزنشها نمیگریزد؛ چراکه معیار او، انجام تکلیف است، نه داوری فوری مردم.
ورع، مرز ظریف میان توانستن و بایستن است. همانگونه که قصههای قرآن نشان میدهند، لغزشها اغلب از جایی آغاز میشوند که نیت خیر است، اما مراقبت کمرنگ میشود. مسئولِ با ورع، تنها از حرام آشکار پرهیز نمیکند، بلکه از تصمیمی که بوی شتاب، خشم یا رهایی زودهنگام از مسئولیت میدهد نیز فاصله میگیرد. او پیش از اصلاح جامعه، پیوسته خویش را میسنجد و اجازه میدهد نقد، او را بیدار نگه دارد.
تمحیص در صراط، یعنی همین پالایش مداوم. همان بازگشتی که در دل تاریکی رخ داد؛ بازگشتی که نه نشانه شکست، بلکه نشانه زندهبودن ایمان بود. قرآن به ما میآموزد که بازگشت صادقانه، بخشی از مسیر حق است، نه خروج از آن. گاه خداوند، بنده مسئول را از دل تنگنا عبور میدهد تا او را به راه، پختهتر، فروتنتر و عمیقتر بازگرداند.
در نهایت، سعی در انجام تکلیف، روح مشترک همه این فضیلتهاست. مسئولیت، صحنه نمایش نیست؛ میدان مجاهدتی خاموش است که گاه پاداشش، نه تغییر فوری جهان، بلکه آرامش وجدانی است که میداند امانت را وانگذاشته است. آنان که در قبال جامعه مسئولاند، اگر صبورانه، متوکلانه، مخلصانه و با ورع و تمحیص در این راه بمانند، حتی اگر زمانه با آنان همراه نشود، در منطق قصص قرآن، اهل وفای به امانت خواهند بود؛ و این، بزرگترین کامیابی انسان در عرصه اجتماع است.
در قصه یونس پیامبر (ع) که اشاره شد بعد از ترک اولی و استجابت دعا خداوند اعلام میدارد این قوم تنها قومی بودند که دعوت حق را پذیرفتند( با وجود مخالفت های اقوام دیگر و تلاوت تکرار در مخالفت با دعوت های پیامبر الهی در ادوار و آزارشان ) و در مدت عمر رستگار گشتند
مسئولیت اجتماعی امانتی است سنگین که بر دوش انسان نهاده میشود، امانتی که نه با قدرت معنا مییابد و نه با نتیجه، بلکه با وفاداری آرام و پیوسته به تکلیف. آنان که عهدهدار امور مردماند، بیش از دیگران در معرض فرسایش روحی، ناامیدی و شتابزدگیاند؛ زیرا با واقعیتهای تلخ، مقاومتها، ناسپاسیها و کُندی تغییر روبهرو میشوند. در چنین موقعیتی، صبر نه به معنای سکون، بلکه به معنای ایستادگی آگاهانه است؛ ایستادگی کسی که میداند مسیر حق پیوسته هموار نیست و ثمرهاش الزاماً فوری آشکار نمیشود.
شکیبایی مسئول، یعنی تحمل رنج انجام وظیفه بیآنکه دل به گله از مردم یا قهر با جامعه بسپارد.
توکل در این مسیر، بریدن از تدبیر و عقل نیست، بلکه سپردن دل به خدا پس از بهکارگیری همه توان انسانی است. مسئولِ متوکل، نتیجه را مالک نمیداند و از همین رو، شکست ظاهری او را از راه بازنمیدارد و موفقیت ظاهری او را مغرور نمیسازد. اخلاص، جانِ این توکل است؛ زیرا کار اجتماعی وقتی از خودخواهی، نمایش و طلب اعتبار شخصی تهی شود، حتی در سکوت و بیقدردانی نیز معنا و ارزش خود را حفظ میکند. اخلاص، مسئول را از اسارت تشویق و ترس از سرزنش آزاد میسازد و او را در برابر لغزشهای قدرت واکسینه میکند.
ورع، مرز ظریف میان مجاز و شایسته است؛ آنجا که انسان نهتنها از حرام، بلکه از آنچه او را از عدالت، انصاف و پاکی نیت دور میکند، پرهیز مینماید. مسئولِ با ورع، پیش از آنکه دیگران را اصلاح کند، پیوسته خویش را میسنجد و مراقب است که تصمیمهایش آلوده به خشم، انتقام، منفعت شخصی یا شتاب نشود. تمحیص در صراط، یعنی پالایش مداوم نیت و روش؛ یعنی جرأت بازنگری در خود، شنیدن نقد، و تصحیح مسیر بیآنکه این بازگشت، نشانه ضعف تلقی شود. چنین انسانی میداند که ماندن در راه حق، بیش از شروع آن، به صداقت و فروتنی نیاز دارد.
در نهایت، سعی در انجام تکلیف، روح مشترک همه این فضیلتهاست. مسئولیت، میدان مسابقه برای دیدهشدن نیست، بلکه عرصه مجاهدتی خاموش است که گاه پاداشش تنها آرامش وجدان است. آنان که در قبال جامعه مسئولاند، اگر صبورانه، متوکلانه، مخلصانه و با ورع و تمحیص در این راه گام بردارند، حتی اگر زمانه با آنان همراه نشود، در ترازوی حقیقت، اهل وفاداری به امانت خواهند بود
درمورد عبدالکریم پورکیان بیشتر بدانید
- جمعه 1404/11/17 12:55
- گروه خبری : تریبون
- کد خبر : 9088
- چاپ
- منبع : تهران رسانه
نظر شما
نظرات
درود بر دکتر پورکیان عزیز
احسنت به این قلم و طرز تفکر استاد عزیز
درود بر تهران رسانه که قلم استاد پورکیان را نشر می دهد

حق و حقیقت گفتید دکتر عزیز