پیام تسلیت؛
زمین اهواز امروز سنگین تر از همیشه است
تهران رسانه | آسمان خوزستان یکی از استوارترین تکیهگاههای خود را از دست داد.
زمین اهواز امروز سنگینتر از همیشه است؛
نه از بار خاک،
که از ودیعهای گرانسنگ که در آغوش گرفته است.
ستونی از ایمان و دانایی فرو افتاد
و آسمان خوزستان یکی از استوارترین تکیهگاههای خود را از دست داد.
آیتالله حاج سیدعلی شفیعی از آنان نبود که با رفتن، تمام شوند؛
از تبار مردانی بود که ارتحال برایشان
دروازه ماندگاری است. وخودش را در راهی گذارد که فنایش بقا و نیستی اش آغاز هستی است
زندگی او امتداد بندگی بود
و بندگیاش تفسیر عملی علم.
زادگاهش دزفول،
اما گستره وجودش تمام خوزستان؛
و فراتر از جغرافیا،
در دلهایی که بیش از شصت سال با صداقت او زیسته بودند.
نام علی را از آغاز بر پیشانی داشت
و این نام در رفتار، صبر، عدالت و تواضعش
به روشنی خوانده میشد.
از سلاله رسول خدا (ص)
و وارث سنتی که علم را بیتقوا نمیشناسد
و تقوا را بیمسئولیت اجتماعی نمیپذیرد.
سالهای نجف،
او را در کوره فقاهت آبدیده کرد؛
محضر علمای گرانقدری چون حکیم و خویی،
بنیان علمیاش را استوار ساخت؛
اما شکوه حقیقیاش
در بازگشت به مردم و ماندن کنار آنان شکل گرفت.
خانهاش حوزه بود
و حوزهاش خانه دلها.
دههها درس خارج،
نه بر سکوی شهرت
که در خلوت اخلاص برپا شد.
درسی که شاگردانش
بیش از فقه،
ادب دیانت میآموختند.
او در شهر خویش ساده زیست
و همین سادگی،
حسادت تنگنظران را تاب نیاورد؛
اما تاریخ نشان داد
که غوغای کاغذپارهها
در برابر اصالت علم،
بیاثر است*.
فقیهی بود که فتوا را
با وسواس تقوا امضا میکرد؛
و سیاستورزی که
اخلاق را از مصلحت جدا نمیدید.
در مجلس خبرگان،
سنگین، آرام وعفیف امین بود؛
سالها رأی مردم خوزستان
بر قامت او نشست
بیآنکه دست به تبلیغی بزند
یا دل به جناحی ببندد.
اعتماد مردم،
ثمره عمر پاک او بود.
او پدر شهید بود
اما از این افتخار
هیچگاه پرچم نساخت.
داغ سیدمرتضی را
در سکوتی نجیبانه به دوش کشید
و آنگاه که سیدمحسن،
آن امید روشن آینده،
پر کشید،
دلش سوخت
اما قامتش نیفتاد؛
که او پرورشیافته مکتب صبر بود.
زندگیاش آینه زهد بود؛
خانهای بیپیرایه،
سقفی قدیمی،
سفرهای ساده
و دلی بیوابستگی.
از دنیا چیزی نیندوخت
و برای آخرت،
سرمایهای عظیم فراهم آورد.
تلفن مردم را خود پاسخ میداد،
دردشان را میشنید
و بیمنت وقت میگذاشت.
منبرش پژوهش بود
و بیانش گرم و دلنشین.
هر سخنرانیاش
به ذکر مصیبت ختم میشد
زیرا باور داشت
فقه بدون حسین
جان ندارد.
در روزهای آتش و خون،
کنار رزمندگان ایستاد؛
پس از جنگ نیز
کنار خانوادههای شهدا ماند.
بر پیکر شهیدان همچون ابوالفضل سپاه اهواز و کوهدشت غلامرضا صرامی بی دست نماز خواند
و بر استخوانهای بازگشته از تفحص
با همان خشوع ایستاد.
کمگو بود
و بسیار شنوا.
از خود نمیگفت
و قدر دیگران را میشناخت.
فروتنیاش
دلها را به بند میکشید
و رفاقتش
پیر و جوان نمیشناخت.
امروز اهواز تعطیل شد
نه از سر عادت
که از عمق اندوه.
پیکری به خاک سپرده شد
که هر ذرهاش
سرشار از علم، نجابت و پاکی بود.
خوشا به حال آن خاک
که چنین امانتی را در خود گرفت
و خوشا به حال او
که با بدرقه مردمی صادق
به دیدار محبوب شتافت.
او نیک زیست
نیک رفت
و نشانهای شد
برای آنان که میخواهند
علم را با تقوا
و قدرت را با اخلاق
جمع کنند.
سلام بر تو
ای سیدِ آرامِ خوزستان
ای فقیهِ بیادعا
و ای نشانه روشن بندگی.
روحت قرین رحمت
و راهت ماندگار.
دوستدار و شاگرد ناقابل
عبدالکریم پورکیان احمدآبادی
- پنج شنبه 1404/10/11 05:55
- گروه خبری : تریبون
- کد خبر : 9041
- چاپ
- منبع : تهران رسانه

سلام از مطالعه این مطلب که بیش از ۲۰ بار خواندم مسحور شده ،حرمت قلم ، و سوگند الهی به آن یاد آوری شد چگونه خاک این حجت خداوند در زمین را در خود جای داده سلام و درود خداوند و اولیای الهی بر این عبد صالح و یادگار نازنین متقیان عصر ما بسیار متاثر و با دیدگان اشک آلود ثلمه و دردی وزین بر وجودم مستولی شد آنچنان که گویی در تمام لحظات کنار این بزگوار بوده و در محضرش تلمذ کرده ام . سلام بر دانشمند گمنام آقای عبدالکریم پورکیان که این متن پر بار را نگارش کرده خداوند میداند بر او چه گذشته در شرح ماوقع احوالات آن فقیه سفر کرده لطفا تازه های مقالات ایشان را به موقع در سایت جهت بهرهبرداری اهل علم منتشر بفرمایید